زهره نبی زاده

رضایت

می خواهیم بدانیم چگونه زندگی را به بهترین شیوه زندگی کنیم و لذت ببریم؟ و بعد از چندین سال تلاش وقتی به گذشته نگاه می کنیم. احساس رضایت در چشمان ما برق بزند. و از خدای خود به خاطر خلق ما شاکر باشیم.

حالا چه زمان این رضایت به وجود می آید؟ وقتی که به اهداف و خواسته ها دست یابیم. اما وقتی به هدفی می رسیم یادمان می رود که روزی آرزوی ما رسیدن به این هدف بوده است. این کمال گرایی، ما را از لذت بردن و رضایت غافل می کند. و ما را دچار خود سرزنشی می کند؛ این راضی نبودن از خود، خود تخریبی عظیمی در درون ما رقم می زند. افرادی را در اطراف خود می بینیم که همیشه از شرایطی که دارند ناراضی هستند در حالی که همین افراد با داشتن دستاوردهای قابل قبول مورد حسادت افراد دیگری هستند. یعنی بحث مرغ همسایه غاز، داغ است.

گاهی ما رسیدن به بعضی از اهداف برایمان عادی می شود روند رسیدن ما به اهداف و خواسته ها روندی کند، زمانبر، طبیعی و بدیهی است با رسیدن به این اهداف به شگفتی نمی رسیم پس طبیعی است که تشکر کردن و رضایت داشتن از خود را فراموش کنیم.

راه حل چیست؟ یاد آوری، به هر هدفی رسیدیم به یاد داشته باشیم اولین قدم تشکر از خودمان است. به خودمان تبریک بگوییم و خودمان در آغوش بکشیم. لبخند بزنیم حتی اگر این هدف کاری مثل پیاده روی باشد،همکاری صمیمانه با همکارمان در محل کار باشد، آشپزی و پختن یک غذای خوشمزه برای خود و خانواده یا زنگ زدن به مادرم و گپ دوستانه باشد. باید به خودم آفرین بگویم و هر چقدر تعداد این تشکر ها زیادتر باشد این حس رضایت در ما بیدارتر می شود.

پس ایمان و خودباوری ما بیشتر می شود و جهان برایمان رنگ تازه ی شادی می گیرد و مهمترین چیز در زندگی همین شادی و لذت بردن از زندگی است.

ما هر کاری که انجام می دهیم و به هر هدف و خواسته ای که می رسیم دوست داریم به شادی و رضایت برسیم لذت بردن از طی مسیر خیلی مهمتر از رسیدن به مقصد است.