زهره نبی زاده

کلید تقلب خداوند

یادداشت

امروز ۹ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۴۷ است. 

روز خواب بود. دلم می خواست به هیچ چیز فکر نکنم و تا شب بخوابم. رسیدگی به کارهای باغ و دید و بازدید عید خسته ام کرده است. اما هیچ چیز به اندازه ی روحیه ی خسته باعث خواب نمی شود. روحم شادابی و تندرستی می خواهد.

باید تصمیمات شجاعانه بگیرم و برای رسیدن به خواسته هایم بها پرداخت کنم. بهایی که فکر کردن به آن ترس را در وجودم زنده می کند. تنها چیزی که ترسم را کم می کند ایمان و توکل به خداست و این آیه قران: «مومنان نه ترسی دارند نه غمی .»

باید از ترسهایم رد شوم و تنها نیروی که می تواند کمکم کند ایمان و توکل به خداست. خدایا الهی به امید تو، هدایتگر و راهنمایم باش. 

بنزین ماشین تمام شد وسط راه موندم. این طرف و آن طرف نگاه می کنم، ساعت ۱۲:۳۸ خورشید تقریبن وسط آسمان است. فرجی نمی شود کارت بنزین هم گم شده است. ماشین گذاشتم پیاده دو تا خیابان را تا خانه آمدم. چندین سال پیش که ماشین نبود چگونه این همه پیاده روی می کردند یا با حیوانات می توانستند جابجا شوند؟ 

آنها به پاهایشان اطمینان داشتند. قبل از حرکت، مسیرها را بصورت کامل بررسی می کردند کوتاه ترین و بهترین مسیر را انتخاب می کردند. تا پایشان را در مسیر درستی بگذارند.

در هر زمان از زندگی باید به مسیری که می خواهیم برویم فکر کنیم از کجا به کجا می خواهیم برسیم. هر قدم مرا به خواسته ام نزدیک می کند یا دور؟! درستی خواسته ام را بررسی کنم رسیدن به آن مرا شادتر می کند یا نه؟ 

کلید تقلب خدا

دکتر الهی قمشه ای عزیز(نقل به مضمون) میگوید: « هنری که شادت نکند هنر نیست عملی که شادت نکند علم نیست ایمانی که شادت نکند ایمان نیست.»

کلید تقلب خداوند به بنده هایش این است که شما با توکل به من می توانید خودتان را شاد تر کنید و هیچ غم و ترسی نخواهید داشت. شادی همه چیز است. هر چیزی که عمق وجودت را شادتر می کند مسیر درست است و تا می توانیم باید در این مسیر حرکت کنیم. 

خدایا بابت این نوشتن این امکان بینظیر هزاران بار سپاسگزارم. 

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *