زهره نبی زاده

آخرین روز سال چگونه گذشت

نوشتن یادداشت روزانه

امروز ۲۹ اسفند ماه ۱۴۰۲ساعت ۲۱:۰۱ است

آخرین روز سال ۱۴۰۲ است. باید ۳ تا کار مهم انجام دهم 

  1. باید کارها و اتفاقات سال گذشته ام را مرور کنم و کارهایی که باعث رشد و پیشرفت من شده است را فهرست کنم. تا بدانم از کجا به کجا رسیده ام. حرکت رو به جلو داشته ام؟ ایمانم رشد کرده است؟  قدرت مالی ام افزایش پیدا کرده است؟ رابطه های بهتری کشف کرده ام؟ آرام تر شده ام؟ روی کار تمرکز کافی داشته ام؟ کار مورد علاقه ام را پیدا کردم؟ دیدگاهم چه تغییراتی کرده است؟ به صلح با خودم رسیده ام؟ شجاعت کافی برای گرفتن تصمیمات مهم داشته ام؟                                                                                                                                                                                                                                                          
  2.   من می توانم عملکرد امسالم را بهبود دهم اگربرنامه ی دقیق تری برای سال آینده بریزم. و متعهدانه روی آن کار کنم. سال آینده فرصت دارم تا ورژن بهتری از خودم ارائه دهم پس با ارزیابی درست سال گذشته می توانم اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را بهتر مدیریت کنم و از زمان بندی بهتری استفاده کنم.                                
  3. به امروز فکر کنم و کاری که باید برای امروز انجام دهم برای این لحظه، فارغ از هر زمان دیگری باید در لحظه زندگی کنم. گذشته و آینده ی من از این لحظه ی ناب که در آن هستم می گذرد. آیا کاری شایسته و نیک انجام می دهم؟  به خواسته هایم نزدیک می شوم؟ افکارم مرا به کجا می برند! به راه حل ها یا فرار؟! به اندازه ی کافی عاشق این لحظه هستم؟  در این لحظه من فرمانده هستم یا ذهنم؟ خودم را زندگی می کنم یا ذهنم را؟ متعهد و متفکر هستم؟ 

امسال

امسال اتفاقات بسیار عالی برایم رخ داد با خودم ملاقات کردم و با خودم آشتی کردم! من زهره هستم کسی که هر روز را با نوشتن شروع کرد و با نوشتن به پایان رساند.

تعهدات بسیاری را اجرایی کردم و همه ی این ها به خاطر تصمیمات درستی بود که هر روز می گرفتم. قبول دارم تصمیمات اشتباهی هم گرفتم ولی هر بار یاد گرفتم که چگونه درستشان کنم. و این خیلی بهتر است سپردن تصمیم گیری به دیگران، و تصمیم نگرفتن است. چرا؟ چون می خواستم مسئولیت تصمیم گیری هایم را به عهده نگیرم و به نوعی به جای حل مسئله صورت مسئله را پاک می کردم ولی مشکل باقی می ماند.

ما باید زندگی کردن با خودمان را یاد بگیریم. و بپذیریم که نباید کامل باشیم بلکه باید به سوی کمال حرکت کنیم تنها کامل جهان خداست. هر روز کمی بهتر از دیروز بودن کافی است.

باور داشتن به توانای هایم دستاوری شگفت آوری بود. یاد گرفتم باید خوب زندگی کنم و جهان را جای بهتری برای زندگی دیگران کنم. 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *