زهره نبی زاده

شهود و نوشتن 5

نوشتن

شهود و نوشتن 5

شهود یا وحی، یکی از راههای  مستقیم هدایت خداوند است.

خداوند انسان را به واسطه ی خطایی که انجام داد و توبه ای که کرد به زمین فرستاد و فرمود:

آیه 38 سوره بقره

لْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

گفتيم: «همگى از آن، فرودآييد! اگر هدايتى از طرف من براى شما آمد، البته که خواهد آمد. كسانى‌كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه اندوهگين می‌شوند.»

 لازمه ای اختیار و آزادی که به ما بندگان داده است خطا کردن است، ما با خطا کردن می فهمیم که چه چیزی درست است واین به  پیشرفت ما کمک می کند. البته ممکن است  این درستی را درک نکنیم و در اشتباه بمانیم. اما به محض فهمیدن در مسیر پیشرفت قرار می گیریم. ما موجوداتی جبری یا غریزی صفر نیستیم که فقط یکسری کارهای دیکته شده را انجام دهیم.

خداوند بی نیاز به وجود هر موجود دیگری است که او را تقدیس یا فرمانبرداری کند او خودش بوجود آورنده و خالق است.

اما بدون شک همه ی موجوداتی که آفریده است باید فرمانبردار و تسلیم او باشند. چون وجود آنها به وجود و نگاه مهربان خداوند نیازمند است.

من انسان را از وجود با ارزش خودش آفریده است. تا خالق شدن را طی مراحل تکاملی یاد بگیریم و از وجود خدایی، که داریم  بهره بگیریم.

به ما قدرت انتخاب بخشید، که بین نیروی نفس شیطانی و نفس خدایی انتخاب کنیم.

 و این نیرو به ما قدرت گسترش جهان را می بخشید. در واقع با عمق بخشیدن به خودمان خدایی کردن را می آموزیم.

دلیل این موضوع را فقط خداوند می داند. که چرا خواسته، موجودی با این ویژگی ها و این قدرت خلق شود در حالی که می دانست تعداد کمی شکرگزار خواهند بود و از عهده ی این آزمایش برمی آیند.

 همان تعداد کم هم برای خداوند کافی ست تا به هدفش برسد.

دوست دارم فکر خداوند را در این مورد بدانم.  

 خداوند ما را روی زمین برای پیدا کردن مسیر دلخواهمان هدایت می کند. او ما را که وجودی سرشته از خودش هستیم، عاشقانه دوست دارد. و از لحظه ای که دنیا می آییم هر لحظه با ماست. و می خواهد به طرق مختلف ما را هدایت کند. 

اما ما با آن نفس ذهنیت طلب، وحی را نادیده می گیریم. و به دنبال مسیر میانبری برای رسیدن به خواسته های خود هستیم. خواسته هایی از دل ناخواسته.

 ما باید این اصل را درک کنیم که با آرامش می توانیم به خواسته های خود برسیم.

اما ما می خواهم در راستای عجله، زود به همه چیز برسم چرا زود؟ چون ذات ما با عجله آمیخته است.

آیه 37 سوره انبیا

خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُريكُمْ آياتي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ

گرچه] انسان از عجله آفريده شده؛ ولى با عجله چيزى از من نخواهيد، به‌زودى آياتم را به شما نشان خواهم داد!

راهکار شیطان

شیطان هم از این موضوع استفاده می کند و از طریق وسوسه هایش با تعجیل در کارها، می خواهد  بر ما مسلط شود.

در راستای همین عجله، چشم حقیقت بین خدایی ما کور می شود. این یکی از راهایست که شیطان می تواند بر ما مسلط شود و نتیجه این تسلط چیست؟ دوری از آرامش.

ما باید به آرامش برسیم. چون ذات خداوند آرامش را می خواهد. و آرام بودن در مسیر هدایتی ما را به سمت دریافت وحی ورسیدن به خواسته های خود رهنمود می کند.

 برای آرام بودن باید شروع به حرف زدن با خداوند کنیم.

دو نوع ارتباط با خداوند می توانم بگیریم. یکی  با ناله و شکایت از زمین و زمان، یکی شکرگزاری و سپاسگزاری از داشته هایت و دیدن خداوند در هر لحظه از زندگی ام. این دو کیفیت ما را به دو مسیر هدایت می کند.  یکی به دلخوری، شک و رنج هدایت می کند. و دیگری ما را به لذت، آزادی و شادی رهنمود می کند.

من کدام مسیر را می خواهم؟

من دوست دارم هر لحظه خوشبختی را احساس کنم و لذت ببرم. چطوری می توانم؟!

 من باید درونم را تطهیر بدهم. چطور قلبم را تطهیر و آماده کنم؟!

با پاک کردن درونم از غبار رنج و غم، ترس و نگرانی.

چطوری غم را از خانه دلم پاک کنم؟

  از افسوس بر گذشته دست بکشم چون من را غمگین و افسرده می کند. و در هر لحظه به همان لحظه بپردازم.

 چگونه می توانم در این لحظه شادتر باشم؟ با حس سپاسگزاری و شکر گزاری این لحظه و هر لحظه را زندگی کنم.

  حس سپاسگزاری را چگونه در خودم بیشتر کنم. با توجه به زیبایی، باید از دل هر اتفاقی که در این لحظه برایم رخ می دهد زیبایی را بیرون بکشم.

 من باید جور دیگری به مسائل نگاه کنم که احساس با خدا بودن کنم. این من را به فرکانس دریافت وحی نزدیک می کند.

  من باید همیشه با خداوند در حال حرف زدن باشم. او هم صدای  من را می شنود و با وحی هدایتم می کند. و از دل ناخواسته به خواسته می رسم.

 البته اگر ما در این کار دریافت وحی، ماهر شویم قبل از بروز ناخواسته خودمان به سمت پیشرفت وخواسته حرکت می کنیم.

من باید به استقبال خواسته هایم  بروم قبل از رخداد ناخواسته ها

کار دنیا این است که در هر لحظه برایمان نوید رسیدن دارد و مداوم به نعمتهای بهشتی خداوند که روی زمین فراوانند هدایت می شویم.

چرا خداوند می گوید از من بترسید؟

 ترس از خداوند همه ی ترسهای واهی که ذهنم برایم درست کرده را از بین می برد.

وقتی من منبع بالاتر از ترسهای ذهنی داشته باشم ترسهای دیگر برایم کوچک و ناپدید می شوند.

 اگر من از شرک ورزیدن به خداوند بترسم، هیچ معبودی به جز خداوند اختیار نمی کنم که بخواهد مسیر اشتباهی به من نشان دهد.

این شجاعت می خواهد که به معبودهای زمینی باج ندهی و فقط خداوند را ببینی.

خداوند ترسها را از وجودم  پاک می کند. و این گونه من به غیر از رضای او به چیز دیگری راضی نمی شوم.

من ترس از خداوند را موهبتی شیرین مثل عسل می بینم. که شجاعت گسترده را درقلبم و عمق جانم درک می کنم و این به من قدرت نامحدود خدایی می دهد. خدایا سپاسگزارم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *