زهره نبی زاده

شهود و نوشتن 4

نوشتن

مهمترین اصل

در ادامه ی بحث شهود و وحی، مهمترین اصل باور کردن خداوند و درک درست اوست. هر زمان ما خداوند را باور کنیم می توانیم الهامات و وحی را از جانب ایشان دریافت کنیم.

پس اول باید خداوند را باور کنیم. چطوری؟

با فکر کردن درست، خواندن آیات قران بدون تعصب، فقط برای درک کردن خداوند.

چرا خداوند می گوید قران کتابی است برای هدایت متقین ؟

آیه 2 سوره بقره

ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ

اين كتاب با عظمتى است كه هيچ‌گونه شكّى در آن نيست و مايه‌ی هدايت پرهيزكاران است.

پس اگر دنبال درک کردن خداوند هستی بدون شک از متقین هستی.

 این متقین هستند که می خواهند به قرب الهی برسند و شرایط دریافت وحی را در خودشان آگاهانه بوجود می آورند.

 این پرهیزکاران هستند که با شنیدن و درک آیات قران و الگو برداری، مسیر درست زندگی خودشان را پیدا می کنند.

و به همان اندازه برای گمراهان، گمراه کننده و دور کننده است. چون وقتی در مسیر خلاف حرکت می کنی لاجرم دور می شوی.

در گذشته من به جای دریافت اصل پیام خداوند در تعصب و حاشیه بودم و این مرا گمراه کرده بود.

ایمان به خداوند و رستگاری چگونه اتفاق می افتد خدایی که علمش و دانشش از من انسان بسیار بزرگتر است چطور درک کنم؟

نشانه ها

من باید این انرژی را درک کنم نه با ابزار چشمم بلکه باید خدای نادیده را باور کنم و با قلبم او را ببینم. باید به غیب ایمان بیاورم. باید او را از روی نشانه هاش که یکی از بزرگترین آنها، خودم هستم او را بپذیرم. من باید از خودم به خودم برسم تا به غیب و خدای نادیدنی ایمان بیاورم.

ایه 3 سوره ی بقره

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ

همان كسانى كه به غيب (حقايقى كه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان می‌آورند و نماز را برپا می‌دارند و از نعمت‌هايى كه به آنان روزى داده‌ايم انفاق می‌كنند.

 چگونه خداوند از همه ی کارهای ما آگاهست؟

  این که فرشتگانی بر دو شانه ام نشسته اند و در حال نوشتن اعمالم هستند برایم قابل درک نبود.

من به این آگاهی هدایت شدم. وقتی خداوند  از وجود خودش در من دمیده است. خودم را تیکه ای از او دیدم و درک کردم که خداوند در من حضور دارد. در من مثل یک رود جاری است به تمام اعمال من آگاه است.

 خداوند هیچ محدودیت مکان و زمان ندارد، بسیط و علیم است خارج از وجود من جسمی دیدنی نیست. او قالب نیست که من بخواهم به او قالب و شکل بدهم. او از درک علم من بالاتر است.

درک خداوند

 پس دیگه سعی نکردم خداوند را ببینم. بلکه شروع به درک خداوند کردم از طریق قوانین و نظاماتی که در این عالم دارد و نمودهایی که می توانم ببینم و بشنوم و در اطرافم هست.

 خداوند را در همه چیز دیدم و شنیدم در پرورش یک گل، حرکت و رشد پشه، در صدای زیبای قناری ها، در حرکت آرام خزندگان بی صدا، در برگشت صدایم از کوه، همه چیز از علم خداوند می آید.

همه چیز در نهایت دقت و ظرافت و نظم و شکوه آفریده و خلق شده است.

اصل پرهیزگاری

در قران باید دنبال اصل باشیم. تنها کار ما کنترل ذهن برای تشخیص اصل از فرع است. اصل پرهیزگاری این است.

برای نزدیکی به خداوند باید بدانیم که از خداوند دور نیستیم. او از روح خودش در ما دمیده است پس نفس خداوند در وجود ما جریان دارد.  با این قدرت می توانیم هر چیزی را در این جهان به خدمت خودمان بگیریم.

تنها موضوع بازدارنده، افکار شیطانی و غیر اصل خودمان است که اجازه ی رشد و بروزش را در وجود خودمان دادیم.

آیات 99و 100 سوره ی نحل

إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ

زیرا او، برکسانى که ایمان­ دارند و بر پروردگارشان توکّل می کنند، تسلطی ندارد

إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ

سلطه او تنها بر کسانى است که او را سرپرست خود قرار­داده­ اند و کسانى که او را شریک [خدا در اطاعت و بندگى] قرار­می ­دهند [و به فرمان شیطان گردن می نهند].

 

اگر از قدرتمان استفاده نمی کنیم اگر در فقر بدبختی در ستم و محدودیت هستیم. اگر قدرتمند و قهرمان نیستیم. یعنی مومن نیستیم. یعنی از خداوند دور هستیم.

بازگشت و توبه

 اما خداوند تا زمانی که زنده هستیم به ما مهلت بازگشت و توبه را داده است این هم بدلیل قدرت  انتخاب و آزادی که داریم. حق اشتباه کردن و گم کردن مسیر را داریم و این اصلن عیبی ندارد چون جزئ از فرایند رشد و پیشرفت ماست. با خطا راه درست را درک می کنیم. یعنی با درک سیاهی، سفیدی را می بینیم. برای همین خداوند در قران بارها گفته که بخشنده و توبه پذیر است.

 اگر مسیر نادرست بی ایمانی را رفتیم هر کجای مسیر فهمیدیم می توانیم خودمان را اصلاح کنیم و همه چیز را در ذهن و افکارمان درست کنیم و جزءتقواپیشگان باشیم.

درک آیات و قوانین ثابت قرانی که خداوند آن را بر قلب پیامبر وحی کرده است چی چیزی مهم است چه اصلی بر همه چیز ارجحیت دارد؟!

توحید و یکتاپرستی

یک اصل آن هم توحید و یکتاپرستی، ایمان به خدای نادیدنی  درک آن و ارتباط با او بصورت لحظه ای و  سپاسگزار بودن از این موهبت.  این اصل تورا به قبول کردن معاد و جهان های دیگر رهسپار می کند.

و هر چیز دیگری  به جزء توحید، از این آیات درک کنیم، نجوای شیطان و بدون شک گمراهی است.

برای چه خداوند می گوید اصلن مهم نیست که شما چه دینی داشته باشید؟

 تا  جنگ بر سر این مسئله که کی درست می گوید و کی غلط می گوید برداشته شود.  

اینکه کدام پیامبر جایگاه ویژه ای پیش خداوند دارد. مربوط به خداست. او خودش تعیین می کند که چه کسی چه جایگاهی را داشته باشد.

 ما باید یاد بگیریم از الگو و پیشوایی که داریم. حرفهایش که حرف خداست و وحی از سوی اوست را درک کنیم و در زندگی بکار بریم. تا به مسیر درست  هدایت شویم. و در این دنیا  زندگی بهشتی را تجربه کنیم و ادامه آن را در دنیای دیگر.

با افتادن در دام شیطان و اثبات در مورد فرعیات از اصل دور شده ایم و به گمراهی افتاده ایم.

اصل مهم نیست ما چطوری به خداوند می رسیم. برای خداوند مهم نیست راه رسیدن و درک ما چگونه بوده است. ما  بر اساس شرایط مادی که در این دنیا داریم به آن مسیر هدایت می شویم. یکی در اروپا دنیا می آید و با مذهب مسیحت خداوند را می شناسد. یکی در اورشلیم با حضرت موسی و یهودیت، یکی مثل من در ایران با حضرت محمد و یک مسلمان، شروع به شناخت خداوند می کنیم.

 حال به هدایت پیامبران نگاه کنیم.

 از جایی که خداوندرا با عمق وجودشان پذیرفتند. او را نزدیک خودشان دیدند. شروع به حرف زدن با خداوند کردند. و  هدایت یافتند!

 چگونه؟ با دریافت وحی.

تا زمانی که با خداوند  حرف بزنیم و خداوند را نزدیک ببینیم با وحی هدایت می شویم اما زمانی که فراموش کنیم گمراه می شویم و این گمراهی به سبب عملکرد خودمان و از جانب خودمان است.

سوره سباء آیه 50

 قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَميعٌ قَريبٌ

بگو: «اگر من گمراه شوم، از ناحيه‌ی خود گمراه مى‌شوم و اگر هدايت يابم، به‌وسيله‌ی آنچه پروردگارم به من وحى مى‌كند مى‌باشد؛ زيرا او شنوا و نزديك است»

و آیات بسیاری در مورد شنوا و بینا بودن خداوند است.

البته نه از نوع شنیدن و دیدن ما. وقتی خداوند ما را خلق کرده است. و از نفس خودش در وجود ما دمیده است دیگر برای شنیدن و دیدن احتیاجی به گوش و چشم ندارد او در ما و همه ی موجودات است.

ما احتیاجی نداریم بفهمیم که خداوند چگونه می شنود علم به اینکه او می شنود کافیست. ما چه چیزی را می خواهیم، می خواهیم با او حرف بزنیم. او هم می شنود. طریقه مهم نیست خود این اتفاق که می افتد مهم است.

ادامه دارد……

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *