زهره نبی زاده

روان نویس

دفتر خاطرات

دفتر خاطرات

بازم جوهر پخش شد و همه چیز را به گند کشید دفتر خراب شد هر چقد خودم را کنترل می کنم نمی شود که نمی شود گاهی یادم می رود! این چیزی که از درونم بیرون می جهد جان من است. این عمر من است که دارد تمام می شود. به خودم می گویم ای روان نویس احمق بیشتر مواظب شیشه ی عمرت باش

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *