زهره نبی زاده

داستان کتاب ها و میز

کتابها

نویسندگی

کتاب کنار کتاب و دفتر روی دفتر ردیف می شود. این کتابها و دفترها نوید یک انسانی را می دهند  که قرار است کلی با هم باشیم. من یک رفیق شفیق پیدا کرده ام. من از تنهایی بیزارم. از این به بعد کسی پشت من می نشیند و وقتهای زیادی با من خواهد بود. اما زیر فشار این همه کتاب سنگین، پایم شکست.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *